ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت زهرایی و خورشید غبار قدمت کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ ای وسعت دلهای شکسته حَرَمت ،ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه (س) بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد
طنز * داستان* مطالب آموزشی و ...
 
طنز * داستان* مطالب آموزشی و ...
درباره وبلاگ


ارزش واقعی انسان به این است که همواره به یاد خداوند باشد و هرگز حضور او را از یاد نبرد

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
 







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

« فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدرتی از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.»








       نظرات
یکم بهمن 97
مهدی

چوپانى پدر خردمندى داشت.
روزى به پدر گفت: اى پدر دانا و خردمند!
به من آن گونه كه از پیروان آزموده انتظار مى رود یك پند بیاموز!
پدر خردمند چوپان گفت: به مردم نیكى كن، ولى به اندازه،
 نه به حدى كه طرف را لوس كند و مغرور و خیره سر نماید.


نیکی چو از حد بگذرد، نادان خیال بد کند









       نظرات
یکم بهمن 97
مهدی
جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید: پشت پنجره چه می بینی؟ جواب داد: آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.


بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می‌بینی؟ جواب داد: خودم را می‌بینم. دیگر دیگران را نمی‌بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده‌ی اولیه به نام
شیشه ساخته شده‌اند،  اما در آینه لایه‌ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی‌بینی. این دو شی‌ شیشه‌ای را با هم مقایسه کن.
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آنها احساس محبت می‌کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلو چشم‌هایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست‌شان بداری.








       نظرات
یکم بهمن 97
مهدی
ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد. خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟ ملا نصر‌الدین پاسخ داد: فکر کرده‌ام.

جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود.
بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.

پس چرا با او ازدواج نکردی؟

 آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!








       نظرات
یکم بهمن 97
مهدی

ﺁﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ، ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،

ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :ﺳﺮ ﺩﺭﺩ و ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﮭﻮﻉ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ......

ﮪﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ … ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ با آستینم پاکش میکنم ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ !!








       نظرات
بیستم دی 97
مهدی
99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!!!!!!!!!!!!









       نظرات
نهم دی 97
مهدی


نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند،




من از سکوت موریانه ها می ترسم








       نظرات
چهارم آبان 97
مهدی

از زبان بزرگان دین و معصومین علیهم السلام برخی ذکرها و دعاها برای تسریع در پیدا شدن اشیاء گم شده به امر خداوند متعال ذکر شده است. دعاهایی که بسته به خلوص دل خواننده و حکمت های الهی می تواند در این امر تاثیر گذار باشد.

 

برای رفع فراموشی و پیدا شدن چیزهای گمشده، می توان با توکل برخدا ذکر و دعاهای زیر را مورد استفاده قرار داد:

 

1- از حضرت علی علیه السلام نقل است: هر کس گمشده ای دارد دو رکعت نماز بخواند در هر رکعت بعد از حمد، سوره یس را قرائت کند . بعد از نماز بگوید : اللَّهُمَ‏ یَا هَادِیَ‏ [رَادَّ] الضَّالَّةِ رُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی

 منبع : جنة الامان ص 182


2- همچنین از امام باقر علیه السلام نقل شده است: دو رکعت نماز بخواند و بعد از نماز بگوید :

اللَّهُمَ‏ رَادَّ الضَّالَّةِ هَادِیاً مِنَ الضَّلَالَةِ رُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی 

منبع : الامان من اخطار الاسفار ص 122 - مکارم الاخلاق ص 260

 




ادامه مطلب






       نظرات
نوزدهم تیر 97
مهدی

شخصی نزد سلطان محمود رفت و گفت : مدتی بود که میخواستم رسول خدا را در خواب ببینم و غم خود را برای ایشان بگویم تا اینکه این افتخار نسیبم شد و شب گذشته آقا را در خواب دیدم و گفتم یا رسول الله هزار درهم قرض دارم و قادر به پرداخت آن نیستم و میترسم که عجل فرا رسد و این قرض بر گردن من باقی بماند پیامبر فرمود برو نزد سلطان محمد و از او بگیر عرض کردم شاید باور نکند و نشان بطلبد حضرت فرمودند به آن نشانی که در سر شب سی هزار مرتبه و در آخر شب هم سی هزار مرتبه بر من صلوات می فرستد سلطان محمود به گریه امد و قرض او را ادا کرد وهزار درهم دیگر به او بخشید.

اطرافیان سلطان محمود  متعجب شدند و گفتند چگونه سخنان این فرد را تصدیق می کنی ما در سر شب و در آخر شب با تو هستیم و هیچ وقت نمی بینیم که مشغول فرستادن صلوات باشی و اگر کسی در طول شبانه روز مشغول فرستادن صلوات باشد نمی تواند شصت هزار صلوات بفرستد سلطان محمود گفت از بزرگی شنیده ام که هر که این صلوات را یک مرتبه بفرستد گویا ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و از این رو من در سر شب سه مرتبه و در آخر شب سه مرتبه این صلوات را میفرستم .

و این صلوات این چنین است:


اللّهُمَ صَلِّ علی سَیِّدِنا و نَبیِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِه مَا اختُلِفَ المَلَوان وَ تَعاقُب العَصران

وَ کرَّ الجَدیدان وَ استَقبَلَ الفَرقَدان وَ بَلِّغ روحَهُ وَ اَرواحِ اَهلِ بَیتِهِ مِنِّی التَّحیَّة و السّلام.

ترجمه:

بارالها رحمت فرست بر آقای ما و پیامبر ما حضرت محمد (صل الله علیه و آله) و آل طاهرینش مادامی که کشتی

رانان در رفت و آمدند و شب و روز تکرار می شود و ستارگان باز میتابند و روی می آورند و برسان به روح پیغمبر و خاندان

گرامیش از طرف من تحیت و درودی خالص.









       نظرات
نوزدهم خرداد 97
مهدی








       نظرات
دوازدهم اردیبهشت 97
مهدی


( کل صفحات : 108 )    1   2   3   4   5   6   7   ...